خرید بک لینک
گفتم "من اگه دختر تو نیستم پس چی ام؟"، گفت "سنجاقکا دختر منن، تو نوشینی." گفتم "نوشین تو؟"، با خنده ی شیرینش که قند در دلم آب می کرد گفت "آره." من هم گونه ی نرم ابریشمی اش را بوسیدم و بالاخره گذاشتمش روی زمین. دستی به سرش کشیدم و موهای روشن و لختش را مرتب کردم و خداحافظى کردم. ساکم را برداشتم و ر

برچسب: نویسنده: النا نیکنام تاريخ: چهارشنبه 9 فروردين 1396 ساعت: 14:27

ما می گفتیم حالمون به هم می خوره از آدما و دلمون هوای ابری و خلوت و نوشتن می خواد، حالا می گیم آقاجان اونا تا وقتی دلچسبه که بری توی دل گرما بین مردم و نگاهشون کنی و گوش کنی و حرف بزنی و بعدش بشینی بنویسی و خلوت کنی! یعنی یه شق جالب و دوست داشتنی وقتی استایل خاص تو می شه که اون شق متفاوت زندگی رو ه

برچسب: نویسنده: النا نیکنام تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 21:56

صفحه بندی